حتما آن داستان معروف شخصی که ادعای پیغمبری کرد را و درخواست آمدن درخت به پیش او و ضایع شدن و سر آخر عبارت تاریخی "پیغمبران را تکلفی نیست" و رفتن خودش به خدمت حضرت درخت و این چیزها را شنیده اید دیگر !

خوب ، راستش ما ماههاست که در ماجرای راه اندازی یک وبلاگ جدید در محیط وردپرس هستیم و دوست عزیزی که زحمت این کار را می کشد تلاشهایی داشته است و اما هر چند مدت یک بار این کار به خنسی می خورد و ما نمی دانیم که اشکال کار در کجاست .

در هر صورت همان طور که از برخی کامنتهای مطلب "آخرین نوشته" بر می آید ، وبلاگ جدید ما را بسیاری از دوستان نمی توانستند و نمی توانند باز کنند . خود من که معمولا از اینترنت ماهواره ای کیهان و پر سرعت ایرنا هم استفاده می کنم معمولا موفق به باز کردن آن نمی شوم چه برسد به برادر عادلی که با خوش خیالی هر چه تمامتر فکر می کند از شهر کوچکی چون دورود لرستان هم می تواند خودش را به‌ آب و آتش بزند !

لذا تا اطلاع ثانوی ، همین وبلاگ آب و آتش خودمان برقرار است و ما دست از سر آن بر نمی داریم و شاید پرشین بلاگ دست از سر ما بر نمی دارد . شاید هم خداوند نمی خواهد برکت شروع وبلاگ نویسی  از جوار حرم مطهر رسول الله "ص" و با پرشین بلاگ به همین راحتی از دست برود .

در این هفت هشت روز برای چند ساعتی امکان ورود به آب و آتش جدید فراهم شد ، بنابر این اگر تا رفع مشکل امکان به روز کردن آن هم وجود داشته باشد ، هر دو وبلاگ را با هم و مانند هم به روز خواهم کرد تا بعد ببینیم چه سرنوشتی برای آن مقدر خواهد شد ، اما هر چه باشد من وبلاگ نویسی را رها نخواهم کرد و الان هم افسوس می خورم که در این پیچ و تابهای این روزها ، مشکل پیش آمده فرصت نوشتن را از من گرفت .

دوستانی که به هر طریق امکان کمک به من و حل مشکل دارند نیز می توانند داوطلب شوند و ما هم از خجالتشان در خواهیم آمد .

پس تا اطلاع ثانوی چراغ این خانه روشن خواهد ماند هر چند اگر توانستیم فانوس آن خانه را هم روشن می کنیم .

 

جمعه ٩ امرداد ۱۳۸۸ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()